نوشته های بی اعتبار

بشنو ، باور نکن

نوشته های بی اعتبار

بشنو ، باور نکن

نوشته های بی اعتبار

به جز از عشق
که اسباب سرافرازی بود
آزمودیم همه
کار جهان بازی بود

بایگانی
آخرین نظرات
  • ۲۷ دی ۹۶، ۲۳:۴۸ - Engineer Sarmadi
    حیف ...
  • ۲۷ دی ۹۶، ۲۱:۴۳ - محسن رحمانی
    :)

گاهی اصلا نباید حرف زد ، نباید چیزی نوشت.

تنها باید گذر زمان را نظاره کرد!!!

باور داشته ام ، گذر زمان ، درمان همه مشکلات است!!!!

اما این تفکر برایم تاوان سختی را رقم زده است.

این روزها ، حال و هوای دلم، سرد است!!!

دلگیر همه اتفاقات ریز و درشتی هستم که مرا بدین سمت سوق داده است.

نه اینکه بخواهم دیگران  را مقصر بدانم و خودم را تبرئه کنم . نه!!!

اما نقش دیگران و جامعه در زندگی هر انسانی ، اظهر من الشمس است!!!

جامعه مرا ترسانده.

توان اعتماد کردن را ندارم،

چه به دوست

چه به غریبه

که هر دوی این طائفه تنها به وقت نیازشان به من رجوع کردند.

حوصله هم صحبتی را ندارم ،

چه با دوست

و چه با غریبه

که  هر دوی این دو دسته ، حرفهایم را باب میلشان تفسیر کرده اند.

فقر با  تار و پود زندگی من عجین شده است!!!

و خود را در مال دنیا و عقل و معرفت و سواد و غیره نشان داده است.

حالا این روزها فقط گذشت زمان را می نگرم

و به روزهائی که به سرعت برق و باد و بی هیچ ثمره ای در گذر هستند ،نگاه می کنم.

پیشترها به مردن می اندیشیدم ، ولی حالا نه اینکه از مرگ بترسم ، نه!!!

از دستان سرد و کوله بار خالیم ، نگرانم!!

و دلواپس زمانی هستم که باید پاسخگوی اعمالی باشم که تنها نتیجه اش ،

سیاه تر شدن روح وروان من بوده است.

می ترسم که آنجا هم مجبور به تحمل مشقتی و رنجی باشم که در اینجا و بواسطه رفتار و کردار دیگران ،

و بی ارادگی و فقر عقلی من ، اتفاق افتاده اند!!!!

نزدیک به افسردگیست ، اوضاع من!!!؟

اما نمی دانم

شاید معجزه ای مرا از این حال بد ، خارج کند.

باورش سخت است

اما من منتظر هستم!!!!!!!!!!!

نظرات  (۵)

هیییییی...

امیدوارم یه معجزه بشه!
۲۳ دی ۹۶ ، ۱۷:۰۷ محمد رضا
سلام
خیلی ها هم درد شما هستندمثل من
فقط یک معجزه بزرگ این جامعه را نجات می دهد
اللهم عجل لولیک الفرج...
پاسخ:
سلام
بله متاسفانه همین طور است که می فرمائید
همه ما درگیریم
درود برشما
موفق باشید
۲۳ دی ۹۶ ، ۱۳:۴۵ گرافیست ارشد
بسیار عالی استاد .
این جزو نوشته های خودتون بود ؟
پاسخ:
سلام
بله
اندکی دست به قلم هستم
شاید تنها هنری که من دارم
همین نوشتن هست
البتهخیلی عمل نمی کنم
ولی مینویسم
امری باشد در خدمتتان هستم
هنرم نوشتن نامه و متن و .................... هست

آخه چقدر زمان باید بگذره که مشکلات حل شه؟
پاسخ:
سلام
متاسفانه این موارد با گذشت زمان حل نمی شود
این ما هستیم که باید خودمان را تطبیق بدهیم
کاری که من نتوانستم انجام بدهم
و حالابه همهبدبین و بی اعتماد هستم
حالا خودم به کنارف خانواده هم از رفتار من آسیب می بینند
ممنون از ارائه نظر خوبیتان
سپاس
خیلیا دیگه قابل اعتماد نیستن:(
پاسخ:
سلام
متاسفانه حق با شماست
و من از این راه ، بارها و بارها ضربه خورده ام
و این دلیلی شده برای بی اعتمادی من به همه
ممنون

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی