1 - خاطراتی از زندگی

امروز هم روز دیگری است

امروز ، دیروز فرداست

و فردای دیروز

امروز آمده است، با همه بد ذهنی های من

شروع شده ، بی هیچ کم وکاستی

این من هستم که امروزم را می سازم

گرچه راحت نمی توانم ذهنم را پاک کنم و مثل همیشه درگیر فکر وحشت آور هستم، اما امروز هم هست

رفتاری که هیچوقت من نمی پذیرم

همه گونه رفتار و کردار زننده ای برای آنکه اثابات کند بزرگ هست

از اهانت و توهین بگیر تا افترا و پشت سر حرف زدن

همه کار کرد که ثابت کند خیلی مدرن هست

اما فراموش کرده که چقدر از حقارت لبریز است

بی شرم و بی شرف

رفتاری پرخاشگرانه

این قدر غرور و خود باوری حماقت بار هم نوبر است

توجیه پشت  توجیه

برای اثابت عقاید احمقانه و بی بند و بار ذهنی معیوب و بیمار، باگذشته ای اسفناک که از آن می گریزد

لعنت بر تو

  • برباد رفته

احساس حقارت در مقابل عظمت عالم هستی

وقتی به جهان آفرینش نگاه می کنیم

درک وفهم آن برایم بسیار سخت و دشواراست

چرا که من هم همانند هم عصران د.ره سیاتیسم(علم پرستی) هرآنچه با دلایل علمی قابل سنجش باشد را می پذیرم

و درک همه عالم برای ذهن کوچک من ، خیلی خیلی دشوار است

آنچه در حال حاضر توانسته اند با جدیدترین امکانات موجود از وسعت عالم هستی ، محاسبه کنند وسعت چهار میلیارد سال نوری آن است

من که درک نمی کنم

نور در یک ثانیه  299/792/458 متر را طی می کند

حال اگر بخواهیم کحاسبه کنیم(که نمی خواهیم)باید چهار میلیرد سال را به ثانیه تبدیل کرده در این عدد ضرب کنیم

عجب وسعتی خواهد شد

  • برباد رفته

جادوی کلمه

من باور دارم که کلمات جادو می کنند

کلمات پر از رندگی ، مرگ ، شادی ، غم و..... هستند

کلمه خود زندگی می کند

عمر کلمه به اندازه خلقت انسان است

کلمه بار دارد

کلمه حال دارد

کلمه زیباست

حتی اگر فرد نالایقی آنرا بکار ببرد

کلمه !!!!

رابط ما آنسانهاست

گرچه تعابیر هرکداممان از کلمات متغیر است

اما کلمه کلمه است

کلمه حساس است همچون گل سرخ

گاهی باید پرفشار باشد

و گاهی نرم ولطیف

جادوی کلمات را حس کردید

ساده و بی آلایش

گرچه گاهی هم پر طمطراق و پر افاده میشوند

اما آنها بی گناهند

مقصر کسانی هستند که اصلا شاید معنای واقعی کلمه را درک نکنند

ولی کلمات زیبا و زیادی را بکار می برند

بیائید از امروز در حق کلمه ظلم نکنیم

لااقل این یکی طلب کارمان نشود!!!

  • برباد رفته

چرا وبلاگ می نویسم؟

وقتی تصمیم گرفتم ،وبلاگ نویسی کنم ، هدفم نوشتن بود و نه چیز دیگری

اما ظاهرا از مسیر مورد نظرم فاصله گرفته ام و دلیل آنرا هم میشوددر عدم تمایل خودم به نوشن مطلب مشاهده کرد

من خواستم تا این وبلاگ به نوعی دفتر خاطراتم باشد

بنویسم برای خودم

برای همه آنچه دل مشغولی های من است

همه آنچه همچون بغضی گلویم را می فشارد

و اینکه چرا وبلاگ؟

خوب متاسفانه من از آن دسته  آدم هائی هستم که همیشه بساط لب تاپ و اینترنتم به راه هست

پس وبلاگ هم همیشه در دسترس من هست

هم اینکه خاصیت خصوصی بودن که نه

اما خاصیت ناشناس بودن را داشت!!!

ولی جریان به صورت دیگری پیش رفت

شاید روزهای اول از تعداد بازدید کنندگان و جامعه آماری آن متعجب شدم

اما آنچه افناد خیلی باب میل من نبوده و نیست

شاید مسیرم را عوض کنم

شاید

  • برباد رفته

متن ترانه : نقاب

هی‌ بازیگر ! گریه‌ نکن‌ ! ما همه‌مون‌ مثل‌ِ همیم‌ !
 صبحا که‌ از خواب‌ پا می‌شیم‌ نقاب‌ به‌ صورت‌ می‌زنیم‌ !
 یکی‌ معلم‌ می‌شه‌ وُ یکی‌ می‌شه‌ خونه‌به‌دوش‌ !
 یکی‌ ترانه‌ ساز می‌شه‌ ، یکی‌ می‌شه‌ غزل‌فروش‌ !
 یکی‌ رئیس‌ِ کارخونه‌ ، یکی‌ یه‌ قاتل‌ شرور !
 یکی‌ وکیل‌ ، یکی‌ وزیر ، یکی‌ گدا ، یکی‌ سپور !
 کهنه‌ نقاب‌ِ زنده‌گی‌ تا شب‌ رو صورتای‌ ماس‌ !
 گریه‌های‌ پُشت‌ِ نقاب‌ مثل‌ِ همیشه‌ بی‌صداس‌ !
 هر کسی‌ هستی‌ یه‌ دفه‌ قَد بکش‌ از پُشت‌ِ نقاب‌ !
 از رو نوشته‌ حرف‌ نزن‌ ، رهاشو از پیله‌ی‌ خواب‌ !
 نقشه‌ی‌ یه‌ دریچه‌ رُ رو میله‌ی‌ قفس‌ بکش‌ !
 برای‌ یک‌بار که‌ شده‌ جای‌ خودت‌ نفس‌ بکش‌ !
 کاشکی‌ می‌شد تو زنده‌گی‌ ما خودمون‌ باشیم‌ُ بَس‌ !
 تنها برای‌ یک‌ نگاه‌ ، حتا برای‌ یک‌ نفس‌ !
 تا کی‌ به‌ جای‌ خودِ ما نقاب‌ِ ما حرف‌ بزنه‌ ؟
 تا کی‌ سکوت‌ُ رَج‌ زدن‌ ، نقش‌ِ نمایش‌ِ منه‌ ؟
 آی‌ نمایشنامه‌نویس‌ ! نقش‌ من‌ُ به‌ من‌ بده‌ !
 نقش‌ِ جدال‌ِ آخرِ تن‌ به‌ تن‌ُ به‌ من‌ بده‌ !
 می‌خوام‌ همین‌ ترانه‌ رُ رو صحنه‌ فریاد بزنم‌ !
 نقابم‌ُ پاره‌ کنم‌ ، جای‌ خودم‌ داد بزنم‌ !
 هر کسی‌ هستی‌ یه‌ دفه‌ قَدبکش‌ از پُشت‌ِ نقاب‌
 از رو نوشته‌ حرف‌ نزن‌ ، رهاشو از پیلة‌ خواب‌
 نقشة‌ یه‌ دریچه‌ رُ رو میلة‌ قفس‌ بکش‌
 برای‌ یک‌ بار که‌ شده‌ جای‌ خودت‌ نفس‌ بکش

  • برباد رفته

تصویری از دنیای اطراف انسان‌ها(5)

۵- آمریکای شمالی گاهی فکر می‌کند که مرکز دنیاست. اگر این قاره را روی مشتری قراردهیم چه ابعادی خواهد داشت؟ به نظر خیلی ریز است.

  • برباد رفته

تصویری از دنیای اطراف انسان‌ها(4)

۴ -آیا واقعا فاصله‌ی ماه تا زمین انقدر زیاد است؟ بله، تمامی سیارات منظومه ی شمسی را می‌توان در فاصله ی زمین تا ماه جای داد.

  • برباد رفته

تصویری از دنیای اطراف انسان‌ها(3)

۳ -فاصله‌ی ماه از زمین را می‌توانید در تصویر زیر ببینید. به نظر خیلی دور میرسد نه؟

  • برباد رفته

تصویری از دنیای اطراف انسان‌ها(2)

۲ -منظومه‌ی شمسی:‌ زمین در منظومه‌ای که در آن هستیم اینجا قرار دارد. عطارد حتما خیلی گرم‌تر از زمین است.

  • برباد رفته

تصویری از دنیای اطراف انسان‌ها(1)

آیا تا به حال با خودتان فکر کرده‌اید که ما کجای دنیا هستیم؟ یک منظومه؟ یک کهکشان؟ واقعا این واژه‌ها به چه معنی هستند؟ تا چه اندازه دنیای اطراف ما بزرگ است؟ با زومیت همراه باشید.

گاهی انسان‌ها زندگی را بیش از حد جدی می‌گیرند. ما می‌توانیم کوچک‌ترین مسایل را به بزرگ‌ترین مشکلات خودمان تبدیل کنیم. انسان‌ها فشار و استرس‌های زیادی را تحمل می‌کنند، کارهای سخت و طاقت فرسا آن هم برای دریافت حقوقی برای زندگی کردن. زندگی امروزه‌ی انسان‌ها تبدیل به یک حلقه‌ی بی‌پایان از کارهای تکراری شده است. آیا بشریت برای این خلق شده است؟

ولی بعضی‌ها این‌طور فکر نمی‌کنند. این کاری نیست که انسان‌ها برای انجام آن برنامه‌ریزی شده‌اند. قطعا شما هم، چنین احساسی داشته‌اید. گاهی با خودتان فکر می‌کنید که آیا واقعا زندگی یعنی انجام کارهای تکراری هر روز پشت سر هم؟ اگر فیلم ماتریکس را دیده باشید حتما به یاد دارید که مورفیس این جمله را به زبان آورد.

تو در تمام زندگی‌ات این را حس کرده‌ای. حس کردی که یک چیزی در این دنیا غلط است، و نمی‌دانی که آن چه چیزی است. هرکاری هم بکنی این فکر گاهی تمام تفکرات تو را به هم می‌ریزد. تو نمی‌دانی که آن چیست ولی این همان علتی است که تو به پیش من آمده‌ای. میدانی منظورم چیست؟

هرچند این فیلم، تخیلی است ولی می‌توان این دیالوگ را کاملا جدی فرض کرد. قطعا تا به حال با خودتان درباره‌ی این چیزها فکر کرده‌اید. فکر کرده‌اید که ما اینجا چه کار می‌کنیم و یا اینکه آیا تغییراتی در آینده رخ خواهد داد یا خیر؟

انسان‌ها امروزه تبدیل به ربات شده‌اند. انجام کارهایی که از قبل معلوم شده و فکر کردن به اینکه بعد از آن باید چکار کنیم. ما حتی تا به حال با خودمان فکر نکرده‌ایم که چرا باید این همه کارها را انجام دهیم و فقط این کارها را انجام می‌دهیم. گاهی ما به دنبال پیدا کردن دلیل و برهان برای اتفاقات اطرافمان می افتیم. بشر مدام در حال پیشرفت است و این می‌تواند روی دنیای اطراف ما تاثیر بگذارد. همین باعث می‌شود که ما به تفکر درباره‌ی دنیا بپردازیم. آیا می‌توانیم روش زندگی خودمان را عوض کنیم. شاید فهمیدن اینکه ما در کجای دنیا هستیم کمک شایانی به درک بهتری از بشر بودن به ما بدهد. شاید باعث بیدارشدن انسان‌ها شود

مطلب ارائه شده به نظرم بسیار جالب است و بوسیله جناب آقای شهاب زمانی تهیه شده است و در 26 مطلب به ترتیب ارسال خواهدشد

۱- زمین: جایی که ما در آن زندگی می‌کنیم. بگذارید از نمایی دیگر به آن نگاه کنیم

.

  • برباد رفته
به جز از عشق
که اسباب سرافرازی بود
آزمودیم همه
کار جهان بازی بود