نوشته های بی اعتبار

بشنو ، باور نکن

نوشته های بی اعتبار

بشنو ، باور نکن

نوشته های بی اعتبار

به جز از عشق
که اسباب سرافرازی بود
آزمودیم همه
کار جهان بازی بود

بایگانی
آخرین نظرات

۲۲۵ مطلب با موضوع «ارا و نظرات» ثبت شده است

دوستان عزیز با توجه به نقشه های هواشناسی تا سه ماه اینده فقط سه الی چهار روز بارندگی در کل کشور خواهیم داشت،

بدین ترتیب باید شاهد شدیدترین خشک سالی سالهای اخیر باشیم

 عدم رعایت مصرف بهینه اب همه ما را به منجلابی سخت خواهد انداخت🙏🙏🙏🙏

💧ﺍﯾﺮﺍﻥ ﺗﺸﻨﻪ ﺍﺳﺖ .

ﻓﻘﻂ ﯾﮏ ﻟﯿﻮﺍﻥ ﺁﺏ ﮐﻤﺘﺮ ﻣﺼﺮﻑ ﮐﻨﯿﻢ

ﺗﺎ :
ﺭﻭﺯﯼ    17000000

ﯿﺘﺮ آﺏ ، ﺫﺧﯿﺮﻩ ﺷﻮﺩ.

ﺍﯾﻦ ﻣﻄﻠﺐ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺍﺷﺘﺮﺍﮎ بگذارید

💧ﻭﺭﻭﺩ ﺍﯾﺮﺍﻥ ﺑﻪ ﻫﺸﺘﻤﻴﻦ ﺳﺎﻝ ﺧﺸﮑﺴﺎﻟﻰ

(ﻣﺨﺼﻮﺻﺎ ﺑﻮﺷﻬﺮ ﻭ ﺍﺳﺘﺎﻧﻬﺎﻯ ﻫﻤﺠﻮﺍﺭ ﺍﺳﺘﺎﻥ ﺑﻮﺷﻬﺮ. ﻭ ﻧﻮﺍﺣﻰ ﺟﻨﻮﺏ ﺷﺮﻕ ﻭ ﺷﺮﻕ ﮐﺸﻮﺭ )

ﻃﺒﻖ ﮔﻔﺘﻪ ﻫﺎﻯ ﻧﺎﺳﺎ ﺍﻳﺮﺍﻥ ﺍﺯ 8ﺳﺎﻝ ﭘﻴﺶ ﻭﺍﺭﺩ ﺩﻭﺭﻩ30ﺳﺎﻝ ﺧﺸﮑﺴﺎﻟﻰ ﺷﺪﻩ ﺍﺳﺖ...

💧ﻭ ﺍﮔﺮ ﻣﻦ ﻭ ﺗﻮ ﻭ ﮐﻞ ﺟﺎﻣﻌﻪ ﻭ ﺩﻭﻟﺖ ﺑﻪ ﻓﮑﺮﻧﺒﺎﺷﯿﻢ،

ﺗﺎ ۱۰ﺳﺎﻝ ﺁﺗﯽ ﺍﯾﺮﺍﻥ،

ﮐﺎﻣﻼ ﺑﯿﺎﺑﺎﻥ ﺧﻮﺍﻫﺪ ﺷﺪ!

💧ﻃﺒﻖ ﮔﺰﺍﺭﺵ ﻧﺎﺳﺎ ﺷﺪﺕ ﺧﺸﮑﺴﺎﻟﯽ ﺩﺭ ﺍﯾﺮﺍﻥ ﺑﻪ ﺣﺪﯼ ﻫﺴﺖ ﮐﻪ ﮐﺸﺎﻭﺭﺯﯼ ﺍﯾﺮﺍﻥ ﺑﻪ ﮐﻞ ﻧﺎﺑﻮﺩ ﻭ ﺍﯾﺮﺍﻥ ﺗﺒﺪﯾﻞ ﺑﻪ ﻭﺍﺭﺩ ﮐﻨﻨﺪﻩ ﻣﺤﺾ ﻣﺤﺼﻮﻻﺕ ﺯﺭﺍﻋﯽ ﺧﻮﺍﻫﺪ ﺷﺪ

ﺍﮔﺮ ﺗﺪﺍﺑﯿﺮ ﺟﺪﯼ ﮔﺮﻓﺘﻪ ﻧﺸﻮﺩ ﺑﮕﻔﺘﻪ ﻧﺎﺳﺎ ﺍﯾﺮﺍﻥ ﺍﺯ ﮐﺸﻮﺭ ﻧﯿﻤﻪ ﺧﺸﮏ ﺑﻪ ﯾﮏ ﮐﺸﻮﺭ ﺧﺸﮏ ﺗﺒﺪﯾﻞ ﺧﻮﺍﻫﺪ ﺷﺪ!!

💧ﻭ ﺟﺎﻟﺐ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﻓﻘﻂ ﺑﺎ ﺍﻧﺠﺎﻡ ۲۵ % ﺻﺮﻓﻪ ﺟﻮﯾﯽ،

ﺍﺯ ﺍﯾﻦ ﺑﺤﺮﺍﻥ ﻋﺒﻮﺭ ﻣﯿﮑﻨﯿﻢ!

ﺩﻭﺳﺘﺎﻥ ﺍﯾﻦ ﻫﺸﺪﺍﺭ ﺭﺍ ﺟﺪﯼ ﺑﮕﯿﺮﯾﺪ!

ﻣﻮﻗﻊ ﺷﺴﺘﻦ ﻇﺮﻑ،

حمام،

ﻟﺒﺎﺱ،

ﻣﺴﻮﺍﮎ،

ﺍﺗﻮﻣﺒﯿﻞ ،

ﻭﺿﻮ

ﻭ ...

ﺑﻪ ﺍﺭﺯﺵ

ﺁﺏ ﻓﮑﺮ ﮐﻨﯿﺪ!

ﺑﺎ ﺁﺏ ﺑﺎﺯﯼ ﻧﮑﻨﯿﻢ!پ

ﻣﻮﺿﻮﻉ ﺧﯿﻠﯽ ﻣﻬﻢ ﺍﺳت

💧ﺁﺏ ﻣﺎﯾﻪ ﺣﯿﺎﺕ ﺍﺳﺖ...💧
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
خواهشا فقط نخوانید
اگه شما هم ذره ای ناراحت شدید

کپی کنید و منتشر فرمائید

ممنون

برباد رفته

 در سوگ سرنشینان کشتی نفت کش سانچی با قلبی مملو از غرور و عشق می نشینیم و یاد آن ها را همیشه در دل خود زنده نگاه خواهیم داشت.
بعد از “تو”…
تمام ایران
به یکباره
فرو ریخت
و بیشتر از این کشتی
قلب مردم سرزمینت سوخت!!
این شعله ها بالاخره خاموش می شوند
اما مطمئن باش
چراغ قهرمانی ات
تا ابد روشن است!
راستی...
شعله های قلب مادرت را
چگونه خاموش کنیم؟؟
ملوانان سرزمین من قهرمانان آب های آزاد
روحتان شاد، یادتان همیشه در قلب های ما آکنده خواهد بود

برباد رفته

گاهی اصلا نباید حرف زد ، نباید چیزی نوشت.

تنها باید گذر زمان را نظاره کرد!!!

باور داشته ام ، گذر زمان ، درمان همه مشکلات است!!!!

اما این تفکر برایم تاوان سختی را رقم زده است.

این روزها ، حال و هوای دلم، سرد است!!!

دلگیر همه اتفاقات ریز و درشتی هستم که مرا بدین سمت سوق داده است.

نه اینکه بخواهم دیگران  را مقصر بدانم و خودم را تبرئه کنم . نه!!!

اما نقش دیگران و جامعه در زندگی هر انسانی ، اظهر من الشمس است!!!

جامعه مرا ترسانده.

توان اعتماد کردن را ندارم،

چه به دوست

چه به غریبه

که هر دوی این طائفه تنها به وقت نیازشان به من رجوع کردند.

حوصله هم صحبتی را ندارم ،

چه با دوست

و چه با غریبه

که  هر دوی این دو دسته ، حرفهایم را باب میلشان تفسیر کرده اند.

فقر با  تار و پود زندگی من عجین شده است!!!

و خود را در مال دنیا و عقل و معرفت و سواد و غیره نشان داده است.

حالا این روزها فقط گذشت زمان را می نگرم

و به روزهائی که به سرعت برق و باد و بی هیچ ثمره ای در گذر هستند ،نگاه می کنم.

پیشترها به مردن می اندیشیدم ، ولی حالا نه اینکه از مرگ بترسم ، نه!!!

از دستان سرد و کوله بار خالیم ، نگرانم!!

و دلواپس زمانی هستم که باید پاسخگوی اعمالی باشم که تنها نتیجه اش ،

سیاه تر شدن روح وروان من بوده است.

می ترسم که آنجا هم مجبور به تحمل مشقتی و رنجی باشم که در اینجا و بواسطه رفتار و کردار دیگران ،

و بی ارادگی و فقر عقلی من ، اتفاق افتاده اند!!!!

نزدیک به افسردگیست ، اوضاع من!!!؟

اما نمی دانم

شاید معجزه ای مرا از این حال بد ، خارج کند.

باورش سخت است

اما من منتظر هستم!!!!!!!!!!!

برباد رفته

آرام اما لرزان به عصایش تکیه داده بود

با قدم هائی کوتاه و سنگین راه می رفت

به نظر می رسید ، پاهایش را خاک می کشد!!!!

آرنج هایش هم خیلی قابل اعتماد نیستند

سائیدگی همه مفاصل ریز و درشتش را درگیر کرده است

قد بلندش به خمیدگی می زد

و صورت زیبایش پر بود از چین و چروک

آهسته می رفت ودلواپس بود

سالها کار در معدن ؛ حالا اثراتش را نشان میداد

گرچه او آدم سرسختی بود و یکدنده و لجباز

اما بیماری ، لجباز نمی شناسد

سی سال کار در معدن سرب و مس

انهم صدها متردر عمق زمین

از او آدم سرسختی ساخته است!!

خودش می گفت : در ایام زمستان ، هفته ها خورشید را نمی دیدند

قبل از طلوع به عمق می رفتند و بعداز غروب ، باز می گشتند

همه اینها فقط برای آنکه زندگی همسر و چهار فرزندش را تامین کند!!!

حالا فرزندان هرکدام قد کشیده و خود تشکیل خانواده داده اند

و خیلی اگر لطف کنند

ماهی یک یا دوبار به خانه پدر ، سری می زنند

حالا وقتی شماره تلفن همراهش بر روی تلفنم می افتد

شبیه دوران کودکی

دلم می لرزد

صدایش ، دیگر صلابت آن روزها را ندارد

اما برای من پر از خاطره است

زمانی که با همه نداریش ، مرد بزرگ زندگی من بود

حتی وقتی شوخی میکرد

(((حاجی بابا)))

این کلمه بر روی تلفن همراهم نشست و من بی دلیل گریستم

واژه ای برای گفتن احساسم به او وجود ندارد

تنها مرد همه دنیای من

قدبلند

با دستهائی کشیده

اگر حالا عصر او بود

بی شک اینگونه زجر و بیماریش ، دلم را ریش نمی کرد

برباد رفته

خیلی هم نباید باهوش باشی

فقط لازم است کمی درنگ کنی

اصلا درنگ هم نکنی ، روزگارت یادت می دهد

زمانه ، رمانه دورنگی و دوروئی است!!!

باید بلد باشی تا به گونه ای حرف بزنی که هیچوقت نتوانند مچت را وا کنند!!!

باید مثل آفتاب پرست هزار رنگ باشد

و هر دم یک رنگ

آنوقت بسته به شرایط رنگ عوض می کنی

بسته به منافعت ، حرفت را حاشا می کنی

حتی قسم هم میخوری که من نگفته ام

یا اگر گفته ام ، منظور فلان بوده و بهمان

زمانه زمانه دورنگی نیست

زمانه هزار رنگیست!!!

اگر بتوانی ، می مانی

ورنه محکوم به فنا هستی!!!

انتخاب با خودت

البته میتوانی هزار رنگ باشی

متدین هم باشی

دیندار هم باشی

اذان نگفته ، وضو بسازی برای نماز

تسبح بچرخانی

انگشتر فلان به دست کنی

حتی به هریک از انگشتانت ، انگشتری بیاویزی

ساده هست ، نه!!!

ولی من نتوانستم

متاسفانه محکوم به فنا هستم

آماده میشوم تا به نیستی برسم

برباد رفته

 من  گرفتار کلیشه ها شده ام

درگیر واژه ها هستم

با کلمات دعوا دارم

گمان دارم واژه ها تغییر کرده اند

دیگر غیرت همان معنای قبلی را ندارد

عشق با تفسیر امروز ، تغییر کرده است

دوستی را با منفعت مترادف می دانند

و احترام مخصوص زمانیست که کاری با تو دارند

دیگر کسی برای خود انسان ، کسی را دوست ندارد

به هیچ کسی بواسطه شخصیتش احترام نمی گذارند

حیا از بین رفته

تعصب فقط برای مادیات ، تعبیر می شود

و هزاران کلمه وواژه دیگر

من گیر کرده ام

میان دیروز و امروز

نمی توانم امروزی باشم چون با دنیای من خیلی فاصله دارد

از دیروز هم نمی توانم دل بکنم چون با من عجین شده و انسان های بی پولی را دیده ام که سمفونی های عاشقانه ساخته اند

من دنیای خودم را دوست دارم

جائی که صداقت حرف اول را میزند

و احترام و محبت و مهر و دوستی و عشق ، قانون اساسی آن است

در دنیای من ، داشتن ماشین مدل بالای خارجی؛ مایه مباهات نیست

در دنیای من ، شمال و جنوب نداریم

همه زنده هستند تا عشق بورزند

عاشقی کنند!!!

کسی در دنیای من حق ندارد به بهانه عاشقی با احساسات کسی بازی کند

عشق اول ، عشق آخر هر فرد است

دنیای خیالی من پلیس ندارد

قاضی ندارد

زندان ندارد

دنیای من ، دنیای سادگیست

دنیای محبت است

دنیای ایثار است

آنجا حاکمش هر روز در میدان شهر می نشیند تا گره از کار همه باز کند

دنیای من ، دنیای کردار نیک ، گرفتار نیک و پندار نیک است!!!!

در دنیای من ، همه با هم برای آبادانی شهرشان تلاش می کنند

هیچ کس دروغ نمی گوید

هیچ کس از زیر کار فرار نمی کند

هیچ کس برای پیشرفت بر روی دیگران پا نمی گذارد

اصلا نیازی نیست برای درآمد بیشتر ، قانون را تفسیر به نفس کنی!!!

لازم نیست عقده های درونت را با اداب اداری جبران کنی

نیازی نیست دروغ بگوئی تا یک امتیاز چند هزار تومانی نصیبت شود

دردنیای من به اسم دین ، مردم را سیاه نمی کنند

با اداب دین از حق مردم سوء استفاده نمی کنند

درددنیای من فقط ساده های عاشق هستند وزندگی میکنند.

به نظرتان زیاده خواهی است؟؟؟

برباد رفته

دیوار اعتماد که بشکند

دیگر سنگ روی سنگ بند نمیشود!!!

دیگر به نگاه

به صدا

به پیام فرد هم مشکوک می شوی!!!

دیوار اعتماد حتی وقتی ترک بر می دارد

خیلی چیزها از بین می روند

حرمت از دست رفته

آبرو ، جائی ندارد

محبت جای خودش را به متلک می سپارد!!!

اعتماد که برود

دود سیاهش چشمان مردم عادی را کور می کند

دیگر نه می بینند

و نه تشخیص می دهند

دیوار اعتماد که بشکند

یک درد سخت، همه وجودت را در بر می گیرد

چندی است دیوار اعتماد ما، فرو ریخته است

اما حقیقت این است که وقتی کاری را انجام میدهی

باید شهامت را داشته باشی و تاوانش را هم بپردازی!!!

وقتی مقصر هستی و مسبب بی اعتمادی!!!

هزینه اش را هم باید شخصا پرداخت کنی!!!

گریزی هم نیست

این مرام روزگار است!!!

شاید من مقصرم

ولی الان دارم تاوانش را می دهم

سخت و دشوار

برباد رفته

شاید من درک نمی کنم!!!!

شاید به آن بلوغ لازم نرسیده ام

شاید شعورم بیشتر از این نیست.

ختم قران در ساعات اداری امروز به اتمام میرسد!!!

(اینکه آیا شرعا، عرفا و قانونا ، قرائت قران (که نماد دین اسلام است)

در ساعات اداری درست و صحیح است، بماند برای اهل فن و کارشناسان دین)

حالابرای اتمام ختم مذکور ، جشن گرفته اند

از کیسه بیت المال کیک تولد گرفته اند و ظرف زیبای یکبار مصرف!!!

امروز نماز خواندن خیلی طولانی خواهد شد

چون هم نماز جماعت دارند

هم قرائت قرآن

هم جشن اتمام قرائت قران.

بخدا اگر درک می کنید ، بفرمائید تا من شاید بفهمم

باز هم تکرار می کنم

ادعائی برای مسلمانی و متدین بودن ندارم

حتی شاید یک انسان معمولی هم نتوانم باشم

ولی درد می کشم

فریادی در گلویم می ماند که وصفش دشوار است!!!

خدایا چنان کن سرانجام کار

تو خوشنود باشی و ما رستگار

برباد رفته

خدایا:

من همانی هستم که وقت و بی وقت مزاحمت میشوم!!!

اصلا هم مهم نیست کجا و کی!!!

البته بیشتر مواقع ، وقتی گیر می افتم و راه چاره ای به ذهنم خطور نمی کند!!

همانی که وقتی دلش می گیرد و بغش می ترکد ، می آید سراغت!!!

و با گریه فریاد می زند که چرا مرا آفریدی؟

چرا مرا نگه داشتی؟

برای چه؟

برای عذاب دادن؟

برای آنکه آئینه عبرت دیگران باشم؟

راستی نکند تو خدای ، گریه هستی؟!!!

من همانی هستم که همیشه دعاهای عجیب و غریب می کند!!

چشم هایم را می بندد و می گوید:

من این ها سرم نمی شود

باید دعاهایم مستجاب شود!!!!

همانی که خیلی وقت ، لج می کند

و بد و بیراه می گوید و خودش را به نفهمی و کوچه علی الچپ می زند!!!

و مثل بچه ها ، گناه می کند تا لجت را در بیاورد!!!

ناشکری می کند و سرکوفت  می زند!!!

متلک می اندازد و وعده های برحقت را به سخره می گیرد!!

می گوید: خیلی خدائی و حرفهایت درست است!!!

من به بندگانت لطف کردم

کرم کردم

اما تو ، فقط ادعا می کنی!!!

پس کجاست لطف و کرم وخدائی تو؟!!!

گاهی هم خودش را برایت لوس می کند

راستش را بخواهی خودم می دانم ، تنها تکیه گاهم تو هستی

و بی تو هیچم

احساس پوچی می کنم وقتی با لجبازی از تو دور میشوم!!!

من همانی هستم که نمازهایش یکی در میان قضا میشود

و کلی روزه نگرفته دارد

همانی که دین را به قدر فهم خودش قبول دارد و تفسیر می کند!!!

همانی که خیلی وقت ها پشت سر مردم حرف می زند

غیبت می کند

تهمت می زند

گناه می کند

با چشم

با گوش

با دست

با پا

با زبان

نه ، اصلا کوتاهی نمی کند در معصیت!!

گاهی هم بد جنس میشود

و گاهی هم خودخواه

گاهی ظالم

و گاهی متکبر

یادت آمد!! من کی هستم!!

آری من همان انسان سر به هوائی هستم که فقط خودش را مستحق لطف می داند

خودش را برتر از همه می داند

و ادعا دارد که :اصلا جهان را برای او آفریده ای!!

آری من همانی هستم که همه طول و عرض زندگیم برای تو  ،  ثانیه هم نشده!!!

اما همین هم پر بوده از گناه پشت گناه پشت گناه!!!

حواست به من هست؟

من تنها هستم

تنها ترین تنها!!!

رهایم نکن ، حتی آنی و کمتر از آنی!!!

خدایا بینائی ده که در چاه نیفتم

دانائی ده که در راه نمانم

بنمای رهی که ره نماینده توئی

بگشای دری که در گشاینده توئی

من دست به هیچ دستگیری ندهم

کایشان همه فانی و پاینده توئی

 

برباد رفته

دلم آرام نیست

طوفانی هم نیست!!!

اما لذتی نمی برم

از هیچ چیز و هیچ کس و هیچ اتفاقی!!!

دچار روز مرگی شده ام

کارهای تکراری

آدم های تکراری!!!

متعجب میشوم از آدم هائی که با هر اتفاقی به عرش می رسند

ویا با هر تلخ کامی به فرش میخورند!!

درکشان نمی کنم

نمی فهمم شان

نه حالا

و نه در گذشته

احساس ناخوشایندیست

راه حلی دارید!!!!!؟؟

بخدا ناشکری نمی کنم

خوب خوبم

خداراشکر زندگیم می گذرد

کسالتی هم ، هی نیست

اگر هم هست ، قابل تحمل است!!!

اما دلم شاد نیست

شاد نیستم

شاید دلزده هستم

از خودم

از کارم

از اوضاع کشور

از وضعیت مردم

دلم خوش نیست ، غمگینم

برباد رفته