محض اطلاع

همه آنجه به آن می اندیشم

محض اطلاع

همه آنجه به آن می اندیشم

محض اطلاع

به جز از عشق
که اسباب سرافرازی بود
آزمودیم همه
کار جهان بازی بود

ویرایش کننده

وبلاگ html5 css3

سایت html5 css3

بایگانی
آخرین نظرات

خودم را به خواب بخشیده ام

پناه برده ام به خواب ،تا در آغوش مرگی موقت !

فراموش کنم.

آنقدر دور شده ای ،

که تمام عمر برای برگشتن ات کافی نیست ،

خودم را به آغوش خواب انداخته ام ...

و خواب مرگ عمیقی نیست

و خواب آنقدر بزرگ نیست ،

که « دوست داشتن » تو را ،

در خودش حل کند

و « دوست داشتن » تو ،

عمیق تر از آن است که در مرگی به این حد حقیر ، غرق شود

آی ....

شاعر شعرهای خوف انگیز ،

که چشم هایت را می بندی

و شعرهایت را ،

چنان با صدای بلند فریاد می زنی

گویی پیامبری آیه های مقدس کتابش را تلاوت می کند ...

معجزه ای بیاور معجزه ای ...

تا به آئین فراموشی وارد شوم ،

سپید پوش و سرخ رو ...

و آنقدر به شریعت جدید مومن شوم که ،

فراموش کنم

تو ،

پیامبر واژه های رعب آور

رسول آیه های عریانی

با دستهایی دور

و چشم های خاموش معشوق من بوده ای ...

سیما محمودی

برباد رفته

متن ترانه

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی