محض اطلاع

همه آنجه به آن می اندیشم

محض اطلاع

همه آنجه به آن می اندیشم

محض اطلاع

به جز از عشق
که اسباب سرافرازی بود
آزمودیم همه
کار جهان بازی بود

ویرایش کننده

وبلاگ html5 css3

سایت html5 css3

بایگانی
آخرین نظرات

.
آدمهای زندگیتان را یکی یکی بنویسید...

حسادت میکند...خط بزنید

اضافه کاری دارد ...خط بزنید

بهت دروغ میگوید...خط بزنید

خوبی هایت به چشم هایش نمیاد ... خط بزنید

هر وقت تنها شد میاید سراغت... خط بزنید

پشت سرت حرف میزند...خط بزنید

هیچوقت تورا نمیفهمد...خط بزنید

از پشت خنجر میزند...خط بزنید

مکث نکنید فقط خط بزنید

از این نترس که تنها شوید

تنهایی شرف دارد به حضور این ادمها در زندگیتان

شروع کنید اضافی ها را خط خطی کنید...

نظرات  (۳)

انشالله بادعاهای شما.
پاسخ:
سلام
ممنون از بذل عنایت و ت وجه شما
سپاس
مشکل اصلی من دوستام بودن که همیشه رفتارشون فکرمو درگیر میکرد
یه روز دیگه خیلی از رفتاراشون عصبی شدم 
خیلی جدی میخواستم حذفشون کنم
هروقت باهم قهر میکنن سراغ من میان
اگه معدلمون دو صدم بالا پایین داشت کلی بهم حرف میزدن
 اگه شبیه هم میشد میگفتن تقلب کردم 
اگه من اغاز کننده احوال بدم میشدم گاهی سریع میگفتن اره ماهم همینطور حتی من حرفم نصفه میموند
اون روزم به این دلیل عصبی شدم:اینکه همه پیش هم خیلی برای هم میمیرن ولی پشت سرشون کلی غیبت 
ینی بطور هماهنگ جلوی من همه خواهر خواهر میگفتن بعد جدا پیش من کلی غیبت میکردن 
بعد بنده یه حرفیو تو روی دوستم گفتم که  فلان کارت باعث عصبانیت من شده 
بعد پیش یک دیگه ماجرارو توضیح دادم 
ایشون اول اینکه خبرگزاری 2030 انجام دادن سریع به اطلاع همگان رساندند 
دوم بهم گفتن غیبت گناهه  
عادت کردی غیبت کنی
من:(
گفت مثل ماباش خوب باش رفتارتو عوض کن 
و کلی چیز دیگه...
مشکل این بود اصلا به خودشون نمیگرفتند خودشون کارهاشون خییلی زشته
حتی هدیه ای که میخریدند میگفتند من براش خیلی خرج کردم اون چجوری هدیه پس داده
یا عادتمون بود موقع تولدامون همو مهمون میکردیم 
چنان منتی میزاشتند با اینکه من خودمم اینکارو میکردم اون هارو مهمون میکردم که دور هم باشیم
انتظار دعوت از طرف من خیلی بالا بود
همیشه خونه ما بودند
با اینکه من منزل اون ها نمک هم لب نزدم 
چون ارتباطای ما از اینستا و تلگرام تو این سن بیشتره
من اول اینستامو حذف کردم که دیگه یه سری از دوستان عزیز رو نداشته باشم
و فقط جمعی ازف امیل ها رو بطور جدا پیج زدم
نوبت تلگرام شد
خودم رو وادار به ترک کردم 
از مهر ماه 
چون کنکورم دارم میخواستم ذهنم ازاد تر باشه 
به چیزی فکر نکنم چون وب نویسی و دیدن چند وبلاگ انچنان وقت منو نمیگرفت که نتونم درس بخونم تازه کلی هم همینجا برنامه ریزی میکنن
تلگرام اول تا 25 مهر ترک شد 
یه بازه 25 روزه
و وقتی ک من وارد تل شدم شمارم برای اون ها تو اد لیست نرفت و منو نداشتن خوشبختانه تا یکشون منو داشتن واسه هم شیر کردن و ...
کم کم سرد شدم
حرفی نمیزدم انچنان
سوالشون کوتاه پاسخ میدادم
قرار های بیرونمو کنسل کردم
همچنان این 5 ماه کادوهامو دادم
و قصدم اینه به هیچ عنوان قراری که برای تولد من میزارنو نرم و هیچ هدیه ای دریافت نکنم
من نیازی به محبت و هدیه با کلی حرف ندارم
و مدت یک ماهم شمارمو عوض کردم و هیچ گونه ارتباطی با کسی ندارم
حالمان خوب/غصه و ناراحتی /شادی را به همراه خانواده بجا می اوریم...
البته فعلا دوره دانش اموزیه انشالا در اینده موفق به دوستان خوبتری شویم
خیلی حرف زدم ببخشید


پاسخ:
سلام
خیلی زیبا و کامل بود
لذت بردم از اینکه اینقدر خوب و موجز نوشته بودید
دختر من هم سال آینده کنکور دارد
و دقیقا مشکلات شما رادارد
خیلی خیلی خیلی خوب بود
حتما مطالبتان را دراختیارش می گذارم.
من هم مثل شماپرداخت کرده ام
و تصمیم دارم اول خودم را عوض کنم
متاسفانه کسانی که از من خواسته ای دارند
زیاد هستند
یک حرف وسخن:
همه وقت وتلاشتان را برای مطالعه کردن ودرس خواندن بگذارید
شما با درس خواندن می توانید مسیر زندگی خودتان و حتی خانواده امروز و فردایتان را عوض کنید
با همه وجود
با همه توان
اما به یک شرط
از خواندن لذت ببرید
ورنه عذاب جهنم است
امیدوارم در روز اعلان نتایج کنکور سال آینده در همین پیام خبر قبولیتان را دررشته دلخواه تان بنویسید
و مارا در شادیتان شریک بدانید
من شاید کمتر ازیک ماه اینکارو کردم
حالمم خیلی بهتر شده:)
پاسخ:
سلام
خیلی عالیست
کاش جربه شخصیتان را می فرمودید
شاید من هم بتوانم موفق شوم
ممنونم

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی