محض اطلاع

همه آنجه به آن می اندیشم

محض اطلاع

همه آنجه به آن می اندیشم

محض اطلاع

به جز از عشق
که اسباب سرافرازی بود
آزمودیم همه
کار جهان بازی بود

ویرایش کننده

وبلاگ html5 css3

سایت html5 css3

بایگانی
آخرین نظرات
  • ۲۸ بهمن ۹۶، ۱۸:۴۲ - علیرضا قاسمی نژاد
    آمین
  • ۲۸ بهمن ۹۶، ۱۳:۲۱ - Mahomet Az
    ✌درود
  • ۲۷ بهمن ۹۶، ۲۲:۱۷ - محسن رحمانی
    تشکر.
  • ۲۷ بهمن ۹۶، ۱۷:۵۴ - ماه گیسو
    اخخی
  • ۲۷ بهمن ۹۶، ۱۳:۱۰ - محسن رحمانی
    :)

حاکمی رسم بنهاد که اگر هر کسی، از مسافران و ساکنان دزدی کند،

آن شخص را سوار بر الاغ کنند به مدت یک هفته در شهر بگردانند.

این گذشت تا که شخصی، از دیگری حلوا بدزدید و بخورد.

به جرم دزدی به محکمه اش بردند

و چون محکوم شد طبق حکمِ حاکم، سوار بر الاغی او را در شهر بچرخانیدند

و مردم در کوچه و بازار با دیدن آن حالت بسیار هیاهو بکردند.

هنگام چرخاندن، نگهبان از دزد پرسید:

بسیار سخت میگذرد؟؟!

دزد گفت نه!!!!

حلوا را که خوردم، الاغ را هم که سوارم،

مردم هم که شادی میکنند و شادند، از این بهتر چه میتواند باشد؟!

حکایتی است شیرین از احوال ما!

از بیت المال اختلاس میکنند، بنز را هم سوارند، ملت نیز خوشحال و جوک میسازند و می خندند.

خداوند این شادی و آرامش را از ملت ما نگیرد!

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی