مردی به دندان پزشک خود تلفن می کند

و به خاطر وجود حفره بزرگی در یکی از دندان هایش از او وقت می گیرد.

موقعی که مرد روی صندلی دندان پزشکی قرار می گیرد،

دندان پزشک نگاهی به دندان او می اندازد و می گوید:

نه یک حفره بزرگ نیست!

خوردگی کوچکی است که الان برای شما پر می کنم.

مرد می گوید:

راستی؟

موقعی که زبانم را روی آن می مالیدم،

احساس می کردم که یک حفره بزرگ است.

دندان پزشک با لبخندی بر لب می گوید:

این یک امر طبیعی است،

چون یکی از کارهای زبان اغراق است!

نگذارید زبان شما، از افکارتان جلوتر برود.