زمانی درقم طلبه بودم
بعلت خامی و بی ارتباطی با جامعه
معتقد بودم، فقط کسی که در قم باشد وروحانی،بافضیلت است
اما وقتی در دوره ای که دانشگاه تهران بودم بااشخاص  با فضیلت روبه روشدم فهمیدم که درخارج ازقم ودرافراد غیر روحانی افراد ارزشمندوجود دارد،
اما.... !
باز شیعه بودن را شرط اصلی میدانستم،

بعد باسفر به کشورهای عربی فهمیدم که بین سایر فرقه اسلامی هم انسان ارزشمند یافت میشود

پس ازسفربه اروپابه این نکته واقف شدم که دربین سایرادیان نیز انسان ارزشمند هست

ولی در ژاپن حادثه ای برایم رخ داد که فهمیدم  فضیلت وانسانیت
به
زبان
ومکان و
نژاد و
مذهب و
رنگ نیست

برای غذا به رستورانی بزرگ وشلوغ درتوکیو  رفتم وبه جاهای دیگر سری زدم
چند ساعت بعد ناگهان یادم آمد که ساکم راکه تمام زندگیم داخل آن بود درآن رستوران جا گذاشته ام
 با عجله رفتم وبا کمال ناباوری دیدم
ساکم همانجاست و
پیرمردی کنار آن نشسته او گفت:
وقتی دیدم ساکت را فراموش کردی
با اینکه وقت دندانپزشکی داشتم
ماندم تا برگردی،

از او تشکر کردم ولی او "به دین اعتقادی نداشت"