محض اطلاع

همه آنجه به آن می اندیشم

محض اطلاع

همه آنجه به آن می اندیشم

محض اطلاع

به جز از عشق
که اسباب سرافرازی بود
آزمودیم همه
کار جهان بازی بود

ویرایش کننده

وبلاگ html5 css3

سایت html5 css3

بایگانی
آخرین نظرات
  • ۲۸ بهمن ۹۶، ۱۸:۴۲ - علیرضا قاسمی نژاد
    آمین
  • ۲۸ بهمن ۹۶، ۱۳:۲۱ - Mahomet Az
    ✌درود
  • ۲۷ بهمن ۹۶، ۲۲:۱۷ - محسن رحمانی
    تشکر.
  • ۲۷ بهمن ۹۶، ۱۷:۵۴ - ماه گیسو
    اخخی
  • ۲۷ بهمن ۹۶، ۱۳:۱۰ - محسن رحمانی
    :)

دو برادر  مادر پیر و بیماری داشتند .

با خود قرار گذاشتند که یکی خدمت خدا کند و دیگری در خدمت مادر باشد

یکی به صومعه رفت و به عبادت مشغول شد

و دیگری در خانه ماند و به پرستاری مادر مشغول شد .

چندی نگذشت برادر صومعه نشین مشهور عام و خاص شد

و به خود غره شد که خدمت من ارزشمندتر از خدمت برادرم است ،

چرا که او در اختیار مخلوق است و من در خدمت خالق .

همان شب پروردگار را در خواب دید که وی را خطاب کرد :

به حرمت برادرت تو را بخشیدم

برادر صومعه نشین اشک در چشمانش آمد و گفت :

یا رب ، من در خدمت تو بودم و او در خدمت مادر ،

چگونه است مرا به حرمت او می بخشی؟

آیا آنچه کرده ام مایه رضای تو نیست .؟

ندا رسید :

آنچه تو می کنی من از آن بی نیازم ولی مادرت از آنچه او می کند بی نیاز نیست ...

نظرات  (۲)

۱۷ بهمن ۹۶ ، ۱۷:۰۲ ( ک) شباهنگ
متاسفانه زمانی ما انسان ها قدر 
والدین را می فهمیم که آنها را از دست 
میدهیم 
پاسخ:
سلام
حقیقت محض است ، سخن شما
دوستی داشتم که بخاطر عشق به مادرش ، از همسرش جداشد
نقدی در این باره ندارم
اما همسرش نپذیرفت که مادر شوهرش با آنها زندگی کندچون پیر وفرتوت بود
ولی آن مرد بخاطر مادرش از همسرش جدا شد
ممنون
۱۷ بهمن ۹۶ ، ۱۳:۵۹ سیدمحمد زارع
👏👏👏👏
پاسخ:
سلام
خواهش می کنم
خوشحالم که مورد پسندتان واقع شده است
سپاس

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی